|
|
![]() |
|
|
|
خط زندگی روزی استاد خطی روی تخته سیاه کشید و گفت: اگر شخصی بخواهد از نقطهی A به نقطهی E سریعتر برسد در کدام قسمت اگر تندتر حرکت کند به E زودتر میرسد؟ جوابها متفاوت بود: AB، BC، CD و DE استاد گفت: این خط زندگی ماست که در حال خوشبینانه آنرا 80 سال در نظر بگیریم هر پاره خطی 20 سال عمر ماست و هیچ تفاوتی در پاره خطها وجود ندارد. مهمّ این است که ما کلّ خط AE را سریع حرکت کنیم؛ یعنی از همان گهواره تا گور و این حرکت بدون تفکر منطقی ممکن نیست. زندگی احساسی و بدون نظم فکری، کوتاه کردن خطّ عمر است.
استاد میگفت: برخی از دانشآموزان و دانشجویان آن قدر روی محدودیتهای خود انگشت میگذارند و آن قدر به ایرادگیری از خود میپردازند که نقاط قوتّشان نیز رو به تحلیل میرود. با گویش مثبت با خود و تقویت نقاط قوّت، محددیتها نیز از بین میروند. استاد میگفت: وضعیت برخی از دانشجویان که رشتهای را انتخاب میکنند که به یقین میدانند انتخاب نادرستی بوده و هنوز ادامه میدهند مانند مسافری است که میداند جاده را عوض آمده است ولی فکر میکند این جاده او را به مقصد مورد نظر خواهد رساند. استاد میگفت: شما حق انتخاب دارید و در مقابل آن مسئول هستید. شما با تغییر افکارتان تغییر میکنید. شما با تغییر قیافه تغییر میکنید، شما با تغییر احساساتتان تغییر میکنید. شما با تغییر محیطتان تغییر میکنید. پس تغییر جزء سرشت انسان است. فقط مواظب باشید این تغییرهای شما به سوی هدفتان باشد نه بر خلاف آن. پرسیدم: زندگی منفعلانه چیست؟ گفت: وقتی زندگی مورد دلخواهت بهگونهای دیگر باشد و خودت بگونهای دیگر. دانشجویی در دانشگاه ثبت نام کرد. رئیس دانشکده ضمن معرفی خود به دانشجو گفت: شما به صرف این که ثبت نام کردید شایستگیها و قابلیتهای دانشجویی را بدست نیاوردید. . . این توانمندیها ساختنی هستند نه یافتنی. سعی کن فقط معنی این را بدانی که دانش غیر از اطلاعات است. دانش به اطلاعاتی گفته میشود که به عمل درآمده است. دانشجو یا دانشآموز کسی است که اطلاعات را به عمل و تجربه تبدیل میکند. دانشجوی فوق از رئیس دانشکده تشکّر کرد در حالیکه با خود فکر میکرد آیا او آمادگی لازم را برای دانشجو شدن را دارد. خود باوری استاد میگفت: من از دو نفر در تعجبم، یکی کسی که راز خودش را نمیتواند نگهدارد و از دیگری میخواهد آنرا نگهدارد. دوم کسی که به خودش ایمان ندارد از دیگری میخواهد او را باور کند. پرسیدم: عادت ناپسند چیست؟ گفت: عادتی که سدّ راه هدف توست. گفتم: با آنها چه کنم؟ گفت: با آنها زندگی کن در حالی که آرام ارام آنها را کنار میگذاری و عادت پسندیدهای را جایگزین آن میسازی. دانشآموزی تصمیم گرفت این بار هم مدرسهی خودش را تغییر بدهد و این سومین مدرسهای بود که در عرض دو سال گذشته آنرا تغییر میداد. وقتی به مدرسهی جدید رسید. مشاور تحصیلی از او پرسید: شما مثل آن که همیشه در حال تغییر مدرسه هستید. دانشآموز گفت بله و شروع کردن جنبههای منفی مدارس قبل را شمردن . مشاور که به تمام صحبتهای دانشآموز جدید گوش کرده بود، برگشت و گفت: من فکر میکنم شما به جای تغییر مدرسه خودتان را تغییر بدهید راحت ترید. دانشآموز چیزی نگفت. فردای آنروز مشاور یادداشتی به این مضمون دریافت کرد. حق با شماست. من در مدرسهی قبلی خود میمانم. پرسیدم: چطودر شده است که نمرات تو این گونه بالاست. گفت: خیلی ساده. من قبل از معلم، خودم را امتحان میکنم و به این طریق ضعفهای من مشخص میشود. پرسیدم: توصیه تو به دوستانت چیست؟ گفت: یک نظام خود سنجی داشته باشند. زمانی از یادگیری خود مطمئن شوند که بتوانند سوالهای امتحانی قبلی استاد را جواب داده باشند. |
![]() |
|||||||||
|
|
||||||||||
|
|||||||||||
![]() |
|||||||||||
|
|
|||||||||||
|
Mahallat Education
|
|||||||||||