|
|
![]() |
|
|
|
خطرناک ترین وضعیت گفت: خطرناکترین وضعیت برای یک شهر چیست؟ گفتم: زلزله. گفت: نه . گفتم: بیماری وبا. گفت: نه . گفتم: خطر سیل. گفت: نه . گفتم: راهبندان . گفت: نه . گفتم: شیوع اعتیاد . گفت: نه . گفتم: وجود افراد جنایتکار . گفت: نه . گفتم: جواب سؤال را نمیدانم . گفت: خطرناکترین وضعیت برای شهر، وجود شهروندان بیتفاوت است. آن ها خانههایی میسازند که در مقابل زلزله استحکام ندارد، چنان بدون بهداشت زندگی میکنند که در مقابل بیماری ها امان ندارند، در مسیری تفریح میکنند که برای فرار از سیل زمان ندارند و چنان به آموزش وتربیت فرزندانشان بیاهمیت میشوند که از انواع ناهنجاری های اجتماعی از جمله اعتیاد و جنایت و دزدی امان ندارند . شهردار شهری که از انبوه مشکلات شهری مستأصل شده بودبه مشاور علوم رفتاری مراجعه کرد و از خواست به او راه چاره ای نشان دهد که انبوه مشکلات شهر را حل نماید . مشاور بعد از چند روز این یادداشت را در اختیارآن شهردار قرار داد . همیشه افرادی که به طور مستقیم با مشکلات روبه رو هستند بهتر از هرکسی راه حلّ ها را می شناسند . در یک شهر، رانندگان تاکسی بهتر از هر کسی می دانند چگونه مشکل ترافیک را میتوان حل کرد . در یک شهر، اهالی بهتر می دانند چگونه معضل زباله سازی را میتوان از بین برد . در یک شهر، خود شهر بهتر میدانند چگونه میتوان در مصرف انرژی صرفه جویی کرد . در یک شهر، معلمان بهتر میدانند چگونه یک شهروند واقعی میتوان تربیت کرد . در یک شهر هنرمندان می دانند چگــونه شهـــر را برای گردشگران میتوان جالب و دیدنی ساخت . در یک شهر خود اهالی بهتر میدانند که چگونه میتوان بهداشت را در شهر رعایت کرد . در یک شهر، مغازه داران بهتر می دانند از درختـــان خیابان ها چگونه میتوان نگهداری کرد . فقط کافیست توپ به زمین افرادی که مستقیماً با مشکل روبه رو هستند فرستاده شود و آن وقت معجزه ای رخ خواهدداد . شهردار آن شهر به قدری سرش شلوغ بود که فرصت مطالعه ی نظرات متخصص علوم رفتاری را نکرد .
|
![]() |
|||||||||
|
|
||||||||||
|
|||||||||||
![]() |
|||||||||||
|
|
|||||||||||
|
Mahallat Education |
|||||||||||
|
|